تبليغاتX
آریایی

 

"""محمد  رضا  شجریان با زبان آتش می خواند """

موضوع ومفهوم این آلبوم بر گرفته شده از اوضاع احوال رویدادهای

 بعد از انتخابات می باشد

 ودر واقع استاد خواسته است که با هنری که دارد آن را بیان کند.

شما چه فکر میکنید آیا این آهنگ زبان میلیونها ایرونی را در بر می گیرد..؟؟؟

 متن کامل این آهنگ:

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل ، دلی لبریزِ از مهر تو
تو ای با دوستی دشمن.
زبان آتش و آهن زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شایدفروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروارتفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تواین دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر رابه خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست ولی حق را برادر جان!
به زور این زبان نافهم آتش ‌بارنباید جست...
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده‌ات بیدار، تفنگت را زمین بگذار...

     

   (استاد  محمد  رضا  شجریان چه می خواهد)

با خبر شدیم  که استاد  محمد  رضا  شجریان... 

 ازعزت الله ضرغامی مدیرصدا وسیما جمهوری اسلامی شکایت کرد:

طرح این شکایت مبنی بر پخش صدای استاد ازصدا وسیما ایران است.

 آقای شجریان گفته که آهنگهای او هیچ ارتباطی با تصاویری که همزمان با آن پخش میشود ندارد وهمچنین یاداور شده است که صدا وسیما آنگونه که باید  اطلاع رسانی کند چنین نکرده و رونده یک طرفه داشته است.«سرودهایی که خوانده به ویژه سرود ایران، ای سرای امید متعلق به سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ بوده و هیچ ارتباطی با شرایط کنونی ندارد». وی اعلام کرد سازمان صدا و سیما هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و به حکم قانون و شرع از این سازمان خواسته صدا و آثار او را در هیچ یک از واحدهای رادیو و تلویزیون پخش نکند. صداوسیما در آستانه انتخابات و پس از آن به نحو گسترده‌ای از آثار شجریان (به ویژه سرود ایران، ای سرای امید از آلبوم سپیده) و سایر ترانه‌های با مضمون ملی استفاده می‌کرد وی در گفت و گو با بی‌بی‌سی گفت: «در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده‌اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود.» وی در گفتگو با بی‌بی‌سی گفت که هربار که صدای خود را از این رسانه می‌شنود احساس شرم می‌کند و بدنش می‌لرزد وی همچنین در تظاهرات اعتراضی مردم دیده شد

استاد در ۲۴ خرداد ماه ۸۸ طی بیانیه ای خواستار این شد که صدا وتصویرش از رسانه ملی ایران پخش نشود.اما صدا وسیما بیانه استاد شجریان را جدی نگرفته اند و اهنگهای او را پخش کردنند همین امر باعث شد تا استاد در۲۱ تیرماه۱۳۸۸ یعنی امروز در دستگاه قضایی ایران  علیه ضرغامی شکایت خود را تنظیم کند.

                   

 آیا محمد رضا شجریان صدا وسیما را تحریم کرده؟  

وشاید به نوعی از موج سبز حمایت کرده باشد؟

شما چه فکر میکنید....؟

 

+ نوشته شده توسط کوروش یکتا در یکشنبه 1388/04/21 و ساعت 23:53 |
     ...   پیمان ابدی به ابدییت پیوست ...
 
«پيمان ابدي» بدلكار تلويزيون جان باخت:
پيمان ابدي بدلكار ايراني سريال تلويزيوني «هشدار براي‌ كبري‌ 11» بر اثر سانحه رانندگي هنگام فيلمبرداري درگذشت.
                                                                      
 
 
به گزارش خبرنگار فارس، پیمان امروز حين انجام عمليات بدلكاري در تله‌فيلم «چشم‌هاي نامحسوس» در شش كيلومتري جاده كن درگذشت.
وي مشغول اجراي حركات نمايشي در يك اتوبوس، بود كه اتوبوس پس از واژگوني منفجر شده و پيمان ابدي جان باخت.
وي مشغول اجراي حركات نمايشي در يك اتوبوس، بود كه اتوبوس پس از واژگوني منفجر شده و پيمان ابدي جان باخت.
ابدي يكي از بدلكاران موفق سريال آلماني «هشدار براي‌ كبري‌ 11» بود.
وي در سال 85 به ايران بازگشت و به آموزش بدلكاري مي‌پرداخت.
اين بدلكار حرفه‌اي در سال 85 در مصاحبه‌اي با فارس گفته بود: بيشتر از شش ماه است كه به ايران آمده‌ام و آموزش بدلكاري مي‌دهم. اما اگر به تازگي شنيده مي‌شود كه آمدم و يك كارهاي را انجام مي‌دهم دليل اصلي‌اش اين بود كه نمي‌خواستم به عنوان يك بدلكار فقط براي كارگردان‌ها كار كنم. بلكه مي‌خواستم اصول، قوانين و فرهنگ حرفه بدلكاري را ارائه و توسعه بدهم. براي آشنايي و آموزش آنچه خودم در آلمان آموختم زمان لازم بود. 

 

پیکر پیمان ابدی بدلکار سینمای ایران که دو روز پیش سر صحنه یک فیلم تلویزیونی جان خود را از دست داد، امروز جمعه 18 اردیبهشت از مقابل خانه سینمای ایران تشییع شد.
خانه سینما امروز میزبان هنرمندان مختلف عرصه سینما نظیر رضا کیانیان، محمدرضا گلزار، بهمن دان، باران کوثری و شقایق دهقان و همچنین خانواده و علاقمندان پیمان ابدی بود که برای وداع با این هنرمند فقید گردهم آمده بودند.

در ابتدای این مراسم و بعد از قرائت آیاتی چند از کلام‌الله مجید، مسعود حقی دستیار کارگردان فیلم تلویزیونی "چشمان نامحسوس" درباره چگونگی وقوع حادثه و فوت پیمان ابدی در صحنه‌ای از فیلم گفت: خبرهایی در رسانه‌های مختلف درباره نحوه فوت پیمان ابدی درج شده بود که صحت نداشت. لحظاتی قبل از حادثه در کنار پیمان ایستاده بودم و گفتم این کار خطرناک است. پیمان گفت قصد دارد در سینمای اکشن ایران بدعت‌گذاری کند. او از عظیم موسوی سرپرست جلوه‌های ویژه فیلم خواست انتهای اتوبوسی را که قرار بود منفجر شود پر از بنزین کنند.

وی ادامه داد: پیمان قصد نداشت اتوبوس را به انتهای دره فرستاده و با چاشنی‌گذاری آن را منفجر کند. از این‌رو از بچه‌ها خواست کوکتل مولوتوف در اختیارش بگذارند. سیدمحسن موسویان کارگردان فیلم نیز به او گفت اگر این کار خطرناک است انجامش ندهد ولی پیمان با اطمینان شروع به کار کرد. او در همه کارهایش بسیار دقیق بود. روز قبل از حادثه صحنه‌ای خیلی سخت‌تر را به خوبی انجام داده بود.

حقی درباره لحظه وقوع حادثه توضیح داد: کوکتل مولوتوف در کنار فرمان اتوبوس بود که لحظه‌ای به زیر افتاد، دیدم پیمان خم شد تا آن را بردارد. برای یک لحظه دیدم او تمرکز لازم را ندارد و بعد از لحظاتی در ماشین را باز کرد و دیدم بیرون پرید، اما چرخ اتوبوس به روی یک تکه سنگ رفت و از حرکت ایستاد و تنها یک لحظه شنیدیم که پیمان کمک خواست. باور کنید ما همه سعی کردیم اتوبوس را حرکت دهیم ولی نشد. حتی جرثقیل هم نتوانست کمکی بکند. پیمان در صحنه و چیزی که به آن اعتقاد داشت مردانه رفت زیرا می‌خواست بدعتی در سینمای اکشن ایران به‌ جای گذارد.

در ادامه یکی از شاگردان مرحوم پیمان ابدی از او به عنوان دوستی خوب و برادری مهربان یاد کرد و گفت: خوش‌برخوردی پیمان زبانزد خاص و عام و اعتماد به نفسش مثالزدنی بود. به یاد ندارم سر صحنه‌ای از فیلم‌هایی که می‌رفتیم پیمان مورد توجه و محبوب جمع قرار نگیرد. او همه را شیفته خود می‌کرد. وی وقتی وارد ایران شد هدفش این بود که سینمای اکشن ایران را متحول کند.

وی افزود: من به نیابت از تمامی بچه‌های تیم و گروه اکشن ابدی می‌گویم پیمان نهایت تلاش خود را برای تحول سینمای اکشن ایران انجام داد و حتی در این راه جان خود را فدا کرد. پیمان مانند نام خانوادگیش ابدی و جاودانه شد و ما نخواهیم گذاشت راهی را که به روی سینمای ایران باز کرد، بسته شود بلکه راهش را ادامه داده و نامش را زنده نگه می‌داریم.

بعد از این سخنان پیکر مرحوم پیمان ابدی به داخل فضای باز خانه سینما آورده شد و در میان اشک و گریه حاضران آخرین لحظات خود را در کنار اهالی و خانواده سینما سپری کرد و از آنجا به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تشییع شد.

ابدی متولد 1351 تهران و بزرگ شده آلمان بود. او در گروه اکشن کانسرت یکی از چهار گروه برتر بدلکاری در آلمان عضویت داشت. مرحوم ابدی که به خاطر حضور در صحنه‌های بدلکاری مجموعه آلمانی "هشدار برای کبری 11" شهرت داشت، سه سال پیش به ایران بازگشت و از آن زمان در بسیاری از پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی به عنوان بدلکار و طراح صحنه‌های تصادف و سقوط از ارتفاع فعالیت کرد.

                                                                    روحش شاد و یادش گرامی

جزئیات مرگ پيمان ابدی:

کارگردان فيلم نيز به او گفت اگر اين کار خطرناک است انجامش ندهد ولي پيمان با اطمينان شروع به کار کرد. او در همه کارهايش بسيار دقيق بود. روز قبل از حادثه صحنه‌اي خيلي سخت‌تر را به خوبي انجام داده بود.
جام‌جم : بازپرس شعبه 4 دادسراي ناحيه 5 تهران پس از بازبيني فيلم حادثه منجر به مرگ "پيمان ابدي" بدلكار معروف ايراني كه روز چهارشنبه گذشته هنگام اجراي صحنه اي از فيلم اكشن "چشمهاي نامحسوس" بر اثر سانحه جان باخت، دستور شناسايي مقصران اين حادثه دلخراش را صادر كرد.

بازپرس موذن در اين باره گفت: پس از وقوع اين حادثه پرونده‌اي در شعبه 4 بازپرس دادسراي ناحيه 5 تشكيل و ابتدا فيلم حادثه منجر به مرگ پيمان ابدي به دادسرا ارائه شد.

وي افزود: در بازبيني اين فيلم مشخص شد پيمان ابدي بدلكار ايراني در زير چرخ اتوبوس جان باخته و در حال حاضر دستور تشكيل يك تيم ويژه براي بررسي ابعاد اين حادثه صادر شده است تا مشخص شود آيا در اين حادثه موارد ايمني رعايت شده بود يا خير.

قاضي پرونده تصريح كرد: در صورتي كه تيم كارشناسي فرد و يا افرادي را به عنوان مقصر حادثه معرفي كند، براساس قانون با آنان رفتار خواهد شد.

وي اضافه كرد: تاكنون هيچ فردي به عنوان ولي دم مرحوم پيمان ابدي شكايتي را به دادسرا ارائه نكرده است و در حال حاضر منتظر ارسال نظريه پزشكي قانوني هستيم تا در اين خصوص تصميم‌گيري شود.

ابدي كه بخاطر بازي در مجموعه آلماني "كبري - 11 " شهرت فراوان دارد، هنگام مرگ 37 ساله بود و از چند سال پيش براي آموزش هنرپيشه هاي ايراني به كشور بازگشته بود.

پيكر او روز جمعه با حضور هنرمندان و دوستداران سينما از مقابل خانه سينما بسوي بهشت زهرا (س) تشييع شد.

چگونگي حادثه

مسعود حقي مدير فيلمبرداري فيلم تلويزيوني "چشمان نامحسوس" درباره چگونگي وقوع حادثه و فوت پيمان ابدي در صحنه‌اي از فيلم گفت: خبرهايي در رسانه‌هاي مختلف درباره نحوه فوت پيمان ابدي درج شده بود که صحت نداشت. لحظاتي قبل از حادثه در کنار پيمان ايستاده بودم و گفتم اين کار خطرناک است. پيمان گفت قصد دارد در سينماي اکشن ايران بدعت‌گذاري کند. او از عظيم موسوي سرپرست جلوه‌هاي ويژه فيلم خواست انتهاي اتوبوسي را که قرار بود منفجر شود پر از بنزين کنند.

وي ادامه داد: پيمان قصد نداشت اتوبوس را به انتهاي دره فرستاده و با چاشني‌گذاري آن را منفجر کند. از اين‌رو از بچه‌ها خواست کوکتل مولوتوف در اختيارش بگذارند. سيدمحسن موسويان کارگردان فيلم نيز به او گفت اگر اين کار خطرناک است انجامش ندهد ولي پيمان با اطمينان شروع به کار کرد. او در همه کارهايش بسيار دقيق بود. روز قبل از حادثه صحنه‌اي خيلي سخت‌تر را به خوبي انجام داده بود.

حقي درباره لحظه وقوع حادثه توضيح داد: کوکتل مولوتوف در کنار فرمان اتوبوس بود که لحظه‌اي به زير افتاد، ديدم پيمان خم شد تا آن را بردارد. براي يک لحظه ديدم او تمرکز لازم را ندارد و بعد از لحظاتي در ماشين را باز کرد و ديدم بيرون پريد، اما چرخ اتوبوس به روي يک تکه سنگ رفت و از حرکت ايستاد و تنها يک لحظه شنيديم که پيمان کمک خواست. باور کنيد ما همه سعي کرديم اتوبوس را حرکت دهيم ولي نشد. حتي جرثقيل هم نتوانست کمکي بکند. پيمان در صحنه و چيزي که به آن اعتقاد داشت مردانه رفت زيرا مي‌خواست بدعتي در سينماي اکشن ايران به‌ جاي گذارد.

     آنقدر خوبو عزیزی که

            به هنگام وداع

                    هیفم آمد  که تورا دست  خدا بسپارم ...

با آرزوی صبر از سوی حضرت حق  برای خانواده پیمان و تمامی

هنر دوستان وهنر مندان این مرز و بوم........

به امید روزی که پیمانی چون پیمان ابدی دیگری خلق شود.

+ نوشته شده توسط کوروش یکتا در پنجشنبه 1388/02/03 و ساعت 14:17 |

یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

 

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
                ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
           

.........................................

 

گریزانم از این مردم که با من

به ظاهر همدم ویکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

به دامانم دوصد پیرایه بستند

از این مردم که تا شعرم شنیدند

به رویم چون گلی خوشبو شکفتند

ولی آن دم که در خلوت نشستند

مرا دیوانه ای بد نام گفتند

                                               فروغ فرخزاد

 

پشت دریاها

قایقی خواهم ساخت

خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد ازاین خاک غریب

که در آن هیچکسی نیست که در بیشه عشق

قهرمانان را بیدار کند

قایق از تور تهی

ودل از آرزوی مروارید

همچنان خواهم راند

نه به آبی ها دل خواهم بست نه به دریا

پریانی که سراز آب بدر می آرند

ودر آن تابش تنهای ماهی گیران

می فشانند فسون از سر گیسوهاشان.

همچنان خواهم راند.

همچنان خواهم خواند:

دور باید شد .دور.

پشت دریاها شهری است که در آن پنجره ها رو به تجلی بازاست

بام ها جای کبوترهایی است

که به فواره ی هوش بشری می نگرد.

دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی است.

مردم شهر به یک چینه چنان منگرند

که به یک شعله "به یک خواب لطیف.

خاک موسیقی احساس ترا می شنود

و صدای پر مرغان اساطیرمی آید در باد

پشت در یا شهری است !

قایقی باید ساخت.

                                             سهراب سپهری

 

+ نوشته شده توسط کوروش یکتا در یکشنبه 1387/11/13 و ساعت 20:5 |

با هر نگاه بر آسمان اين خاک
هزار بوسه مي زنم
نفسم را از رود سپيد و آسمان خزر
و خليج هميشگي فارس مي گيرم

من نگاهم
از تنب کوچک و بزرگ و ابو موسي نور مي گيرد
من عشقم را
در کوه گواتر در سرخس و خرمشهر
به زبان مادري فرياد خواهم زد


تفنگم در دست و سرودم بر لب
همه ايران را مي بوسم
من خورشيد هزارپاره عشق را
بر خاک وطن مي آويزم
اي وارثان پاکي من آخرين نگاهم
بر آسمان آبي اين خاک
و خليج هميشگي فارس خواهد بود

+ نوشته شده توسط کوروش یکتا در پنجشنبه 1387/08/23 و ساعت 11:23 |
    خلیج فارس همیشه

                            هرگز عرب نمیشه

گروه فرهنگ، هستی پود فروش - 46 سال پیش در روز 13 مرداد ماه سال 1337 ایران به دلیل تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی از سوی عراق و برخی دیگر از کشورهای عربی و انگلیس اعتراض خود را به دولت جدید عراق به رهبری قاسم که با یک کودتای نظامی بر سر کار آمده بود و تمایل به حرکت های آزادی خواهانه مصر به رهبری جمال عبدالناصر داشت، اعلام کرد.
خلیج فارس نامی است به جای مانده از کهن ترین منابع، زیرا که از سده های قبل از میلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس - نام سرزمین ملت ایران - گره خورده است.
خلیج فارس، دریای کم عمق و نیمه بسته ای است با مساحت حدود 240 هزار کیلومتر مربع که در جنوب غربی قاره آسیا و در جنوب ایران قرار دارد.
زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشت های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت. قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه است که عده ای معتقدند: -خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا مبدا پیرائی نوع بشر است. ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و خاور و باختر را به یکدیگر پیوند داده اند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال قبل از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ،‌ نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتی های او طول رودخانه سند را تا سواحل اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ و بحر احمر کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن ترعه ای را داد و کشتی هایش از طریق همین ترعه به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه ای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده است: -من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این ترعه را داده ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.»
داریوش در این کتیبه از خلیج فارس به نام دریایی که از پارس می آید نام برده است و این نخستین مدرک تاریخی است که درباره خلیج فارس موجود است.
اولین بار یونانی ها بودند که این خلیج را -پرسیکوس سینوس یا «سینوس پرسیکوس که همان خلیج فارس است، نامیده اند. از آنجا که این نام برای اولین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشته اند آمده است، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان که یونانیان بودند که نخستین بار، سرزمین ایران را نیز -پارسه و -پرسپولیس یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند. استرابن جغرافیدان قرن اول میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام برده است. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان می کند. همچنین -فلاریوس آریانوس مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام -پرسیکون کیت- که چیزی جز خلیج فارس، نیست نام می برد.
البته جست و جو در سفرنامه ها یا کتاب های تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری که خلیج فارس را -خلیج فارس- گفته اند، می افزاید. این منطقه آبی همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بوده اند و امپراطوری آنها در قرن های متوالی بسیار گسترده بود هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق العاده ای داشت. آنها از این طریق می توانستند با کشتی های خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به هدف های اقتصادی و نظامی دست یابند.
آثار عرب زبان نیز بهترین و غنی ترین منابعی هستند که برای شناسایی و توجیه کیفیت تسمیه این دریا می تواند در این بررسی مورد استفاده قرار گیرد. در این منابع و آثار از دریای فارس و چگونگی آن بیش از آثار فرهنگی موجود در هر زبان دیگری گفت و گو شده است. تمام کسانی که نسبت به متون دوره اسلامی شناختی حداقل داشته باشند با نام مسعود ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی، ابن بلخی ودیگرانی که اکثر آنان کتاب های خود را به زبان عربی نیز نوشته اند، آشنا هستند. گذشته از متقدمان نامبرده می توان از نویسندگان عرب متاخر نیز نام برد که در آثار خود از نام -خلیج فارس- بدون کم و کاست یاد کرده اند.

سابقه جعل عنوان خلیج
درباره نام خلیج فارس تا اوایل دهه 1960 میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و آمریکایی و دایرة المعارف ها و نقشه های جغرافیایی این کشورها نام خلیج فارس در تمام زبان ها به همین نام ذکر شده است.
اصطلاح -خلیج عربی- برای نخستین بار از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس در خلیج فارس به نام -سر چارلز بلگریو- عنوان شده و در واقع او بوده است که به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب این تخم لق را در دهان اعراب شکسته است. سر چارلز بلگریو که بیش از 30 سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده است، بعد از مراجعت به انگلستان در سال 1966 کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن برای اولین بار نوشت که -عرب ها ترجیح می دهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند-. این نماینده قطعا قبل از انتشار کتاب و مراجعت به انگلستان در تماس با مقامات امارات جنوبی خلیج فارس این فکر را در آنها القا کرده است و تصادفی نیست که بلافاصله پس از انتشار کتاب سرچارلز بلگریو که نام قبلی سواحل جنوبی خلیج فارس یعنی -ساحل دزدان- را بر روی کتاب خود نهاده اصطلاح -الخلیج العربی- در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کند و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح -آرابیان گولف- جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی -پرشین گولف- می شود.
دولت ایران در همان زمان در برابر این نام مجعول عکس العمل نشان داد و گمرک و پست ایران از قبول محموله هایی که به جای خلیج فارس نام خلیج عربی بر روی آن نوشته شده بود، خودداری کرد. ایران همچنین در مجامع و کنفرانس های بین المللی نیز در صورت به کار بردن این اصطلاح ساختگی از سوی نمایندگان کشورهای عرب عکس العمل نشان می داد. در این زمان بعضی از کشورهای عربی حتی اعتبار هنگفتی از محل درآمدهای کلان نفتی خود در اختیار بعضی از ماموران سیاسی در خارج می گذاردند تا با تطمیع مطبوعات خارجی نام مجعول خلیج عربی را به جای خلیج فارس رواج بدهند.
در نیمه نخست بهمن ماه سال 1370 شمسی سر ویراستار سازمان ملل متحد با اشاره به اعتراض های پیاپی نمایندگان ایران در آن سازمان به استفاده از نام ساختگی خلیج عربی در اسناد این سازمان از کارکنان سازمان ملل خواسته تا اعتراض دولت ایران را همیشه در نظر داشته باشند. کار به جایی رسید که در یازدهم شهریور ماه سال 1371 هنگامی که حیدر ابوبکر العطاس نخست وزیر جمهوری یمن در اجلاس سران جنبش عدم تعهد که در جاکارتا پایتخت اندونزی برگزار می شد، از نام ساختگی خلیج عربی استفاده کرد، با اعتراض شدید نمایندگان ایرانی رو به رو شد. او سرانجام از نمایندگان ایران عذرخواهی کرد. و این عمل را غیر عمد خواند. همچنین در سال 1337 شمسی در روز 13 مرداد دولت ایران به رژیم عراق -عبدالقاسم- مبنی بر تغییر دادن نام خلیج فارس به خلیج عربی اعتراض کرد.

هدف انگلیس از نام گذاری ساختگی خلیج فارس
انگلیس ها نخستین عاملان کاشته شدن این تخم نفاق بودند زیرا از قدیم در صدد بودند که خلیج فارس را تبدیل به یک دریای انگلیسی کنند. بعدها در دهه 1980 آمریکایی ها هم به پیروی از آنها از تبدیل خلیج فارس به خلیج آمریکایی سخن گفتند. از نظر آمریکایی ها و اروپایی ها این منطقه «شریان حیاتی غرب- در منطقه -استراتژیک غربی- و -حوزه منافع ویژه- است، لذا اگر قادر باشند خلیج فارس را به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تسلط خود در می آورند.
اما واقعیت مطلب این است که خلیج فارس یک نام کهن تاریخی است که از بدو تاریخ بر روی این خلیج گذاشته شده است و انگیزه تلاش حساب شده ای که برای تغییر این نام به عمل می آید جز ایجاد فتنه و اختلاف بین کشورهای این منطقه نیست. همچنان که (ژان ژاک پرین) نویسنده کتاب خلیج فارس اعتراف می کند. «ملل و طوایف بسیاری بر کرانه های خلیج فارس استیلا یافته و فرمانروایی کرده اند ولی روزگارشان سپری شده و منقرض شده اند. تنها قوم پارس است که با هوش و درایت خود همچنان پا برجا زیسته و میراث حاکمیت خود را تاکنون نگهداری کرده است.


 

+ نوشته شده توسط کوروش یکتا در پنجشنبه 1387/07/25 و ساعت 20:14 |

 در سالهای ۱۹۳۳ و۱۹۳۴،ضمن حفريات تخت جمشيد

پايتخت امپراتوری پارس، در ديوار استحکامـــــــات ، 

چندين هزار لوح گلی ب متن هايی به خط ميخـی

عيلامی به دست آمد. اين لوح ها در زمــــــــــــان

فرمانروايی داريوش بزرگ نوشته شده و تاریـــــخ

آنها سيزدهمين  تا بيست و هشتمين ســـــــــال

فرمانروايی داريوش ،يعنی از سال۵۰۹تا۴۹۴پ.م را

در بر ميگيرد . اين مجموعه بخش کوچکی است از

بايگانی واقعی ديوان شاهی.

لوحه ها به صورت خام نگهداری می شد، امـــــا

وقتی  اسکندر در سال ۳۳۰پ.م پس از تسخيــر

تخت جمشيد مجموعه ی کاخها رابه آتــــــــــش

کشيد، در حالی که تعداد نامشخصی از لوحه ها

برای هميشه نابود شد، تصادفاً بخشی از آنهــــا

در لهيب آتش بزرگ پحته شد و برای ما محفــوظ

ماند. لوحه های مو جود مربوط به سرزمين اصلی

هخامنشيان ، يعنی پارس و سرزمين جلگه ای و

پر آپ عيلام در دامنه پارس مرتفع است .

متنها در مجموع فقط يادداشت های اداريســـت

برای نمونه  بر لوحی نوشته شده:۱۲۰۰ ليتـــــر

جو برداشت شد. به حواله ی دوشهرته،وهوکـه،

آن را تحويل گرفت.در سال۲۲تهماسب حسابدار

يک کوزه ابجو گرفت.

ميان اين اسناد حتی گاهی پرداختها و مــخارج

چند ماه يا حتی يک سال تمام در يک حساب ـ

رسی نهايی جمع بندی شده است .

در اين  لوحه ها ا ز کارمندان گوناگون زيادی‌،با

اشاره به محل کارشان و همچنين ار کارگرانی

که حقوقشان راازاين کارمندان دريافت ميکردند

ياد می شود.کارگران مسئوليت انجام کارهای

زيادی را بر عهده دارند و متناسب با کارشــان

مزد ميگيرند. با در کنار هم نهادن ایــــــــــــن

اطلاعات مجردو پراکنده ،به تصوير جانداری از

زندگی امپراتوری هخامنشيان دســــــــــــت

می يابيم.

+ نوشته شده توسط کوروش یکتا در پنجشنبه 1387/07/25 و ساعت 20:7 |
به یزدان که گر ماخرد داشتیم   کجا این سرنجام بد داشتیم

+ نوشته شده توسط کوروش یکتا در پنجشنبه 1387/07/25 و ساعت 19:42 |
آغاز سال تحصیلی ۸۷ >۸۸  به همه ی دوستانم تبریک میگم

امید وارم مثل ترم های گذشته مشروط نشند.

+ نوشته شده توسط کوروش یکتا در شنبه 1387/07/13 و ساعت 21:51 |
امشب تیم ملی میهن عزیزمون ایران با

 عربستان سعودی بازی داره وما امید واریم که ایران

 بتونه از پس این بازی سخت وحساس سر بلند در بیاد

 علی دایی سر مربی ایران گفته که اگه باختم

فوتبال را برای همیشه ترک میکنم.

+ نوشته شده توسط کوروش یکتا در شنبه 1387/06/16 و ساعت 21:34 |
امروز ششمین روزییه که از عروسی داییم میگذره من همراه خسرو پسر داییم ساق دوش بودیم جایه همه ی دوستان خالی بود چرا که خیلی خوش گذشت.
+ نوشته شده توسط کوروش یکتا در دوشنبه 1387/05/21 و ساعت 15:23 |


Powered By
BLOGFA.COM